فرشته گربه

اخرین به روز رسانی: آوریل. 16 2019 | 4 دقیقه به عنوان خوانده شده

نوازش بپرسید

نوازش عزیز,

آیا گربه ها واقعا ما را دوست دارم, یا ما صرفا منبع تامین مواد غذایی خود را?

خالصانه,

انسان می تواند هارمونیک

عزیز قوطی بازکن,

نمی توانم به شما بگویم که ما تو را دوست دارم از راه ما را دنبال کنید در اطراف, پرش بر روی قفسه سینه خود را هنگامی که شما حداقل انتظار آن, و خر خر کردن حتی زمانی که رده شام ​​نمی? البته, ما دوست شما حتی پس از youíve به ما غذای گربه های مورد علاقه ما!

شما Complexly,

نوازش

Mommas نمام خاکستری با خط کشی ببر زیبا. هنگامی که ما او را در بر داشت, او باردار بود و O مورد آزار قرار گرفته شده است از چپ به برای خود دفع و بچه گربه او را در کوچه و خیابان. من در سال اول دانشکده ام بود که پدر و مادر من در Mommas و پرسفونه در زمان, catís ولگرد یک نوزاد باقی مانده. ما سپاسگزار برای حضور آنها بود. Thorndike, گربه ما از پانزده سال, به تازگی فوت کرده است. غم و اندوه ما بیش از از دست دادن او بزرگ بود, و ما می خواهیم didnít به ادامه زندگی در یک خانه catless. ما نیاز آنچه که من عشق خزدار تماس بگیرید,
به خصوص چون من بود تنها فرزند زندگی در خانه پس از من دو خواهر از نقل مکان کرده بود. به بخت خوب ما, Mommas و دخترش ثابت می شود کارشناسان در زمینه روانشناسی گربه; آنها می دانستند که چگونه به مراقبت از peopleís نیازهای عاطفی.

Mommas نام او با اتخاذ پدر و مادر من به دست آورده و من اگر ما به عنوان خون ریزی او بودند. مدت کوتاهی پس از آمدن به خانه با ما, Mommas آغاز شد ما برای دیدن آنچه که ما تا به حدود زیر. هر گاه هر یک از ما گریه, Mommas در پای ما نشسته و منتظر صبورانه تا او می تواند عشق و آسایش او اداره.
پس از سال ها زندگی در همان شهر, پدر و مادر من به پنسیلوانیا با Mommas و پرسفونه نقل مکان کرد, در حالی که خواهر من و پشت در ماساچوست ماند. پدر من همه چیز را به معنای من, و آخرین چیزی که من همیشه می خواستم بود برای او به تنهایی می میرند. با این حال یک شب, بدترین ترس من به نظر می رسید به درست آمده اند. خواهر من در آستان من با برخی از اخبار بسیار غم انگیز وارد: مادر ما به آنها بگویید که sheíd به خانه برای پیدا کردن پدر من دروغ گفتن در اتاق نشیمن به نام بود ?گوش; او فوت کرده در حالی که تماشای تلویزیون. به کمک من, گرچه, خواهر من گفت که پدر من بود به تنهایی در آخرین لحظات عمر خود را نداشته است. دوستان بسیار عزیز با او بوده است: Mommas.

Mommas fatherís من همدم ثابت شده بود که مادرم برای کار خود را سفر. شب که او را در خواب ابدی یافت, او همچنین دریافت Mommas نشسته در کنار او. حتی به عنوان مادر من بر او گریه, این گربه را پدرم را ترک کنید. وقتی آمبولانس آمد, Mommas عقب و جلو گام و پنجه او را به فرش حفر در هر گونه تلاش برای ایجاد حرکت او.

سرانجام, مادر من او را به اتاق خواب کوچکترین به طوری که شرکت کنندگان می تواند بدن fatherís من دور کنند.
پس از مرگ fatherís من, Mommas تمایل به روز مادرم و شب, از طریق تمام دوران سخت. او ساخته شده خانه به نظر می رسد کمتر تنهایی. با توجه او, Mommas کمک به کاهش خاطرات دردناک. هر گاه مادر یا من من گریه, Mommas با صبر و حوصله در کنار ما نشسته, برداشته پنجه به لمس بازو یا دست ما, و اشک از چهره های ما لیسید به ما می دانم که او در نزدیکی بود اجازه.
او بسیار آرام، تا که به ما مزاحم نشوید ماند; او به نظر می رسید که می دانیم که ما نیاز به غمگین. پس از ما را متوقف گریه, Mommas می بلندترین شروع, ترین خر خر کردن گرم شدن. سپس sheíd بر روی یکی از دور ما صعود. من donít می دانم که چگونه مادر من و من می خواهم که از طریق آن زمان بدون Mommas بدست.
تقریبا یک سال پس از مرگ fatherís من, Mommas بیمار مبتلا به پرکاری تیروئید شد. بدون درمان سرطان گران و پزشکی, او ممکن است فوت. ما دریغ نکنید برای مراقبت از او. ما couldnít از دست دادن او در حال حاضر.

بعد از همه, او یکی از اعضای خانواده ما بود. همانطور که او شروع به ریختن پوند پس از پوند, ما بی وقفه با Mommas کار مطمئن شوید که او خوردند غذایی اضافی برای نگه داشتن وزن خود را تا. سرانجام, او از شکل طبیعی دوازده پوند او کاهش یافته به کوچک £ 7. هنگامی که ما تصمیم گرفت تا او را به دامپزشک برای درمان تابش, کارکنان ما گفت theyíd هرگز یک گربه مانند Mommas دیده; او در سلامت بهتر از دیگر بیماران در این وزن بود. در روز درمان او, Mommas چسبیده به تمام تکنسین دامپزشک, purring و اجازه دادن به آنها او را نوازش.
من سپاسگزار می گویند که Mommas به سلامت خوب بازگشت هستم. متاسفانه, ما در این سال پرسفونه از دست داده به دیابت و سن. عجیب است به تماشای Mommas نگه آرامی به عنوان بسیاری از تصویب دور قبل از او. او در حال حاضر رئیس یک خانواده که شامل دو سگ بزرگ ما از خیابان ها ریختند. ما همچنین در حال حاضر Dutchess, یک گربه جوان جدید که مورد آزار قرار گرفته و غفلت. Dutchess ساعت Mommasís هر حرکت, یادگیری چگونگی عمل, که در آن به, و چه چیزی برای خوردن.

Mommas ساله شده است بسیاری. او در حال حاضر بسیار نازک است, و موهای خود را بیشتر از درخشش خود را از دست داده است. او آرام و محتوا است که در خورشید نشسته در حالی که نظافت پوست خود. حتی اگر من می دانم که زمان من با او محدود است, من سعی می کنم در مورد آن فکر نمی کنم. در عوض, من در آنچه Mommas به من آموخت تمرکز. من بیشتر از این گربه در مورد عشق بی قید و شرط آموخته اند, احترام, و مسئولیت خانواده از از هر کس دیگری. او یک عشق که هیچ واژه به اندازه کافی می تواند توصیف است.

بالاتر از همه چیز, Mommas است دلیل من را تبدیل به یک کارشناس دامپزشکی. او با شور و شوق است که من را به طور جدی و عزیز نگه الهام بخش من. من یادگیری به مراقبت برای کسانی که از درد و رنج خود صحبت نمی کنند, که بی سر و صدا به ما تمایل و درخواست تنها برای عشق ما در بازگشت.

تفکر

وفاداری یک دوست واقعی می تواند یکی از بزرگترین وسایل رفاهی در زندگی.
آیا دیگران, حیوان یا انسان, که صدمه زدن به و نیاز شما در کنار خود?


بازگشت به بالا ↑

کپی رایت © 2019 تاریخ من حیوان خانگی. ساخته شده با توسط 8celerate استودیو