باید سگ عشق

اخرین به روز رسانی: نوامبر. 13 2019 | 6 دقیقه به عنوان خوانده شده

من تصمیم گرفتم برای گوش دادن به خانواده ام و به عقب بر گردیم در خارج وجود دارد. “زندگی پس از طلاق وجود دارد, سارا,” پدر من اعلام, نیست که او می خواهم تا به حال طلاق شده است.

“دیگر به شما صبر کنید, سخت تر از آن خواهید بود” خواهر من گوهر کمی کارول بود, به عنوان اگر او برخی از راه برای دانستن اینکه آیا یا نه که درست بود

پس از ماه ها نادیده گرفتن آنها, در پاسخ به آگهی های شخصی در روزنامه به نظر می رسید ترین راه جدا را به در. من نمی باید در یک رستوران نشسته با یکی از دوستان یکی از دوستان یکی از برادران من, احتمالا مایکل, اما شاید جانی یا بیلی جونیور, تظاهر به لذت بردن از یک وعده غذایی من بیش از حد عصبی به طعم بود. من نیاز به حتی یک مکالمه تلفنی با کسی خواهر من کریستین به تماس من صحبت کرده بود را تحمل نمی. چشم انداز من و بی سر و صدا بر روی کاغذ اتصال و یا ما را نمی.


صادق, پرت عاشقانه, نجیب زاده قدیمی به دنبال دوستان بانوی که ناهار خوری زیبا لذت می برد, رقص و شکوفه آهسته از محبت. جام جهانی, N / S, 50S جوان, مرد زن مرده, دوست دارد سگ, کودکان و سواری طولانی دوچرخه پیچهای تودرتوی.

آگهی در من شروع به پریدن کرد اولین بار من نگاه. رقابت زیادی وجود ندارد. به جای خطر پرش جغرافیایی را به یکی از روزنامه بوستون, من می خواهم تصمیم گرفت آن را امن تر و کمتر از تلاش بود برای محدود جستجوی من به صفحه تک کلاسه ها در هفته های محلی. هفت شهر در نیمه راه میان بوستون و کیپ کاد در یک نسخه با هم clumped شد. چهار ستون از “زنان به دنبال مردان.” یک چهارم از یک ستون از “مردان به دنبال زنان,” دو مدخل از “زنان به دنبال زنان,” و آنچه که ستون سمت چپ بود “مردان به دنبال مردان.”

من قطعا به حال به هیچ وجه قصد اضافه کردن به مازاد بسیار مأیوس کننده از زنان به جنس مخالف قرار دادن تبلیغات, بنابراین من توجه من به دسته دوم تبدیل. این بیش از سهم خود را از متخصصین کنترل تشکیل شده بود, مثل این پسر-به دنبال زن جذاب بین 5'4″ و 5'6″, 120-135 پوند., ساکت, عادات هیچ بد, مالی امن, برای ارتباط از. من می توانم این dreamboat تصویر ساخت روابط بالقوه خود را در مقیاس گام و نشان صورتحساب های بانکی خود را قبل از او آنها را برای یک مداد در نگاه ببینید.

و بعد این یک. عجیب و جالب, جذاب, تقریبا آشنا به نحوی. وقتی که من به کردم شکوفه آهسته از محبت, آن را فقط به من در انجام. مرا به یاد داشته باشید که چگونه تنها من بود.

من تبلیغ در قلم قرمز دور, سپس آن را از کاغذ در یک مستطیل های ناهموار ممکن میکند پاره. من آن را به کامپیوتر من انجام بیش از و تایپ پاسخ به سرعت, قبل از من می تواند ذهن خود را عوض:

آقای محترم:
شما صدا را بیش از حد خوب درست باشد, اما شاید ما می تواند یک فنجان قهوه با هم anywayóat یک محل عمومی دارند. من WF هستم, طلاق گرفته, جوان 40, کسی که دوست داره سگ و کودکان, اما اتفاق نمی افتد به هر دو.
با احتیاط خوش بینانه

نامه ام به جعبه 308P در دفاتر اتصالات شهرستان از طریق پست, که می, به نوبه خود, جلو آن. من محصور در یک بررسی کوچک به امن تعداد جعبه من خود را برای پاسخ. کمتر از یک هفته بعد من پاسخ من به حال:

خانم عزیز,

ممکن است من امتیاز از خرید شما قهوه در افتخارات صبح در Marshbury در 10 هستم این شنبه آینده? من حمل رز زرد تک.
-در انتظار پاسخ شما

دعوت بر روی کاغذ عاج ضخیم با ماشین تحریر واقعی تایپ شد, حروف O و E تشکیل نقاط جامد از جوهر سیاه و سفید, درست مثل کتابچه راهنمای قدیمی از دوران کودکی من. من نوشت به سادگی, زمان و مکان مناسب. به دنبال به جلو به آن.

من من تقریبا تاریخ را به هر کسی اشاره نمی, به سختی حتی اجازه خودم در مورد فرصت آن فکر می کنم. بود به سادگی هیچ حس در گرفتن امید من وجود دارد, بدون نیاز به خودم موقعیت را برای سقوط.

بیدار شدم چند بار شب جمعه, اما این خیلی بد نیست. این نه به عنوان اگر من ماندم تا همه در حول شب و تبدیل. و من سعی کردم در فقط یک زن و شوهر از لباس های مختلف در صبح روز شنبه, در نهایت حل و فصل در ژاکت زرد و دامن بلند با چاپ گل قدیمی. من موهایم را fluffed, پرتاب در برخی از ریمل مژه و ابرو و قبل از رفتن از درب بار دوم خار دندان من.

افتخارات صبح است فقط کوتاه از مرسوم، مد روز, چیز درهم و برهم و لذتبخش بیش از حد رشد سبز-خورشید آرام, شبکه سفید و جداول دکمه دور با صندلی آهن عدم تطابق. قهوه قوی است و محصولات پخته خانگی و خوشمزه. شما می توانید در یک جدول برای ساعت بدون گرفتن نظر می رسد کثیف از افرادی که وجود دارد کار نشستن.

شنبه صبح خط را خارج طولانی مورد حمایت تا درب, و آن را به من در زمان یک دقیقه به مانور راه من را به جداول. من به سرعت اسکن, حواس من در اضافه بار, تلاش برای انتخاب کردن گل رز آویخته در سراسر جدول, به یاد داشته باشید خط باز من در درایو بیش از تمرین بود.

“سارا, عزیزم من’ دختر. چه جای تعجب دوست داشتنی. بیا اینجا و به بابا عزیز قدیمی خود را در آغوش گرفتن.”

“پدر? اینجا چه میکنی?”

“خوب, که خوب چگونه-DO-شما-انجام. و از یکی از دختران بسیار مورد علاقه من در آن.”

“کجا شما گل رز دریافت, پدر?”

“در این صبح از باغ گل رز مادر عزیز شما را برداشتم. خدا روح خود را استراحت.”

“اوه, که آن را برای?”

“دوستان بانوی, عسل. این البته طبیعی از این زندگی که پدر خود را دوستان خانم در حال حاضر است, SASO. من مادر تقدیس خود زمزمه تایید او به من هر روز احساس می کنم.”

“پس, um, شما در حال برنامه ریزی برای دیدار با این بانوی دوستان در اینجا, پدر?”

“که من, به خواست خدا.”

جایی در گوشه گرد و خاکی از مغز من, سیناپس اتصال شدند. “اوه خدای من. پدر. من هستم تاریخ خود را. من آگهی های شخصی شما پاسخ. من آگهی های شخصی پدر خود من جواب داد.” منظور من, تمام آگهی های شخصی در تمام جهان من تا به حال به انتخاب این یکی?

پدر من به من نگاه کردند مستقیما, پس از آن ابرو سفید کرک شده خود را در تعجب برداشته. چشمان او منتقل بطرف بالا به عنوان او به یک طرف سرش او. او کف دست خود را در استعفای تبدیل. “خوب, اکنون, یکی برای مقالات سوپر مارکت وجود دارد. عسل, مشکلی نیست, بدون نیاز به نوبه خود سفید مثل شما دیده ام شبح. اینجا. این تنها ثابت می کند من به شما به ارمغان آورد تا بدانید که الماس را از ته مانده.”

تقلید می کنی بهبود سریع یک سنت خانواده Hurlihy است, بنابراین من squelched تصویر زرد تک در سوی دیگر از پدرم افزایش یافت. من در زمان یک نفس آرام, ارزیابی آسیب به قلب من. “نه تنها این, پدر, اما شاید شما و من می توانم یک نمایش جری اسپرینگر با هم انجام. چگونه راجع ëFathers چه کسی تاریخ دختران '? منظور من, این بزرگ است, پدر. مفاهیم وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود aloneó”
“وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود, smedipal. آیا نمی شود گرفتن تمام کالج به من در حال حاضر, دختر Sarry.” پدر من را از زیر ابرو خود دست نگاه کردند. “و دوست داشتنی که شما هستند, شما هنگامی که شما یک مقدار کم تلنگر کمتر هستید حتی lovelier هستید.”

من بلعیده پشت اشک که به نظر می رسید تنها انتخاب من علاوه بر تلنگر, و پایین در صندلی در سراسر نشسته از پدر من. پیشخدمت ما آمد و من موفق به سفارش یک قهوه. “یک دقیقه صبر کن. شما نمی جوان پنجاه, پدر. شما شصت و شش هستید. و هنگامی که آخرین بار بود که شما سوار دوچرخه? شما یک دوچرخه خود را ندارد. و شما سگ متنفرم.”

“عسل, انجام نمی شود بنابراین تحت اللفظی. فکر می کنم از آن را به عنوان شعر, به عنوان کسی که من در پایین روح من هستم. و, سارا, من خوشحالم که آغاز شده اید قدمت دوباره هستم. کوین بود در خود روز بهترین خوب نیست به اندازه کافی برای شما, مامانی.”

“من آگهی های شخصی پدر خود من پاسخ. که آشنایی نیست. به بیمار.”

پدر من تماشا به عنوان یک پیشخدمت زن زیبا در سراسر جدول تکیه در کنار ما. چشم خود را بر روی او ماند به عنوان او تماسهای مکرر دست من و گفت:, “شما دفعه بعد بهتر انجام دهید, عسل. فقط نگه دارید تا کار سخت است.” من تماشا به عنوان پدر من raked انبوه از مو سفید ضخیم به دور از چشم قهوه ای آبکی خود. مرد می تواند یک درس در پیدا کردن…عیسی, تاریخ با دخترش.

“اوه, پدر, من همه چیز در مورد شما را فراموش. شما رو از تاریخ اشتباه, هم. شما باید بدون مادر تنها بود, متعجب?”

پیشخدمت ایستاد, گرفتار چشم پدرم و لبخند زد. او راه می رفت دور, و او تبدیل زل زل نگاه کردن او به من. “من در مورد هر روز او فکر می کنم, تمام روز. و برای بقیه عمر طبیعی من. اما در مورد من نگران نباشید. من یک 4:00.”
“منظورت چیست, 04:00? چهار ساعت جرم?”

“نکن, عزیزم،. شیشه اندکی از شراب در ساعت چهار با بانوی دوست داشتنی دیگر. که احتمالا نمی تواند روشن نگه داشتن شمع به شما, شیرین من.”
من قرار است که داشتن یک روز با یکی از بستگان خون نزدیک به مراتب کمتر از سانحه بود اگر آن را تنها یکی از دو تاریخ روز بود. من بحث که آیا برای فایل است که چیز عالی دور برای مرجع آینده, و یا به شیرجه رفتن به انکار عمیق و فوری است که این حادثه تا کنون اتفاق افتاده بود. من فنجان قهوه من به لب من برداشته. پدر من لبخند زد encouragingly.

شاید عدم کنترل در مچ دست من بود. شاید من تنها را فراموش فرو برد. اما به عنوان پدر من در سراسر جدول با توده ای از دستمال کاغذی رسیده به پاک کردن قهوه سوزاندن از چانه من, من فکر کردم آن را حتی بیشتر احتمال دارد که من به سادگی هرگز آموخته بود به عنوان یک بالغ.


بازگشت به بالا ↑

کپی رایت © 2019 تاریخ من حیوان خانگی. ساخته شده با توسط 8celerate استودیو